محوطه سازی

اجرای فضای سبز

هدف اصلی در طراحی فضای سبز (پارک­های شهری، جزیره­های سبز محلی و مانند آنها)، دستیابی به آثار اجتماعی و روانی آن در هر چه نزدیک تر کردن انسان و طبیعت به یک دیگر است- هرچند که از کارکرد فضای سبز در ساخت کالبدی شهر و کارکرد زیست محیطی آن نیز میتوان انتظار بازدهی اجتماعی و روانی داشت.

انسان در هر شرایطی، روزانه به چند ساعت سکوت و آرامش نیاز دارد. این نیاز با فشردگی جمعیت در محل مسکونی و زندگی آپارتمان نشینی در آینده بیشتر خواهد شد؛ بنابراین، از این دیدگاه نیز ایجاد و توسعه فضاهای سبز شهری که انسان بتواند دست کم روزانه ساعتی را در آرامش و دور از هیاهو بگذراند، به صورت ضرورت واقعی خودنمایی میکند.

امروزه جامعه شناسان، روانشناسان و پزشکان بر این باورند که فضای سبز افزون بر تامین بهداشت جو و محیط مکانهای مسکونی، نقش مثبتی در سلامت شهروندان به عهده دارد. افرادی که به طور روز افزون باید در فضاهای مکانیزه و محدود (از قبیل خانه، محل کار و رفت و آمد وسایل حمل و نقل) زندگی کنند، بیش از پیش به استراحت در محیط طبیعی نیاز دارند. این مسأله به ویژه در جوانان و افراد سالخورده بیشتر می باشد . فضاهای سبز در آن واحد، محیطی است برای استراحت ،آشنایی با طبیعت، انجام فعالیت هایی که در شهر امکان پذیر است و هم چنین تأثیر زیادی در بهداشت و سلامت محیط دارد. از آن جمله میتوان به اهمیت آن ها در جذب پرتوهای خورشیدی و هم چنین در تولید اکسیژن و جذب گاز کربنیک هوا اشاره کرد.

آرامشی که انسان در سایه یک درخت احساس میکند تا حدی به جذب پرتوهای مادون قرمز خورشید توسط درخت و مقداری نیز به جذب پرتوهای ماورا بنفش مربوط میشود.

همچنین تقلیل صدا توسط گیاهان در به وجود آوردن محیطی آرام تر میتواند مؤثر باشد به این ترتیب که، ارتعاش امواج صوتی به وسیله برگ ها و شاخههای درختان جذب میشود. عواملی نظیر نور، دیواری جدا از هم و انعطاف پذیر در جذب صدا ایجاد می کند ،به همین دلیل است که درختان در جذب صداهای ناخوشایند با داشتن ویژگیهای بالا تأثیر میگذارند. انبوهی درختان، چرمی بودن برگ ها و خمش پذیری شاخه ها اجازه میدهد که صداهای ناهنجار جذب درختان شوند. همچنین تیپ درخت کاری در کنترل صداهای ناهنجار و تراکم و عرض درخت کاری در تقلیل صدا مؤثر هستند.

 

3-1- تعریف فضای سبزو انواع آن:

3-1- 1- مقدمه

توسعه و گسترش فضاي سبز با توجه به گسترش روزافزون جمعيت و ساخت و سازهاي شهري و نياز ضروري انسان‌ها به فضاي سبز براي ايجاد تعادل اجتماعي، جسماني و روحي، امری مهم وحیاتی به شمار میآید.در كشوري مثل ايران كه بيشتر مناطق آن در كمربند خشك جهان واقع شده، شهرها براي مقابله با آلودگي‌هاي صوتي و هوا، همچنين كاهش استرس‌هاي محيطي بيشتر ازهر نقطه ديگري به فضاي سبز نياز دارند.

فضاي سبز به عنوان جزئي از بافت شهرها و بخشي از خدمات شهري ضرورت يافته و نمي‌توان آن را جدا از نيازهاي جامعه شهري دانست، از اين رو فضاي سبز بايد از نظر كمي و كيفي متناسب با حجم فيزيكي شهر، نيازهاي جامعه و با توجه به شرايط اكولوژيكي شهر و روند گسترش آتي آن توسعه يابد تا بتواند به عنوان فضاي سبز فعال بازدهي زيست محيطي مستمري داشته باشد.

3-1- 2- مفهوم فضای سبز شهری

آن بخش از فضای سبز که در محدوده شهر طراحی و بنا شده، فضای سبز شهری نامیده میشود. این فضا در حقیقت بخشی از استخوان بندی یا مورفولوژی شهری را تشکیل میدهد و به بیان دیگر فضای سبز در کنار اسکلت فیزیکی شهر تعیین کننده اندام و به طور کلی سیمای شهر است.

در تعریفی دیگر فضاهای سبز شهری را میتوان نوعی از سطوح کاربری زمین شهری با پوششهای گیاهی انسان ساخت دانست که هم واجد «بازدهی اجتماعی» و هم واجد «بازدهی اکولوژیکی» هستند.در این میان باغ­های میوه در شهر می­توانند هم واجد «بازدهی اکولوژیکی» باشند و هم واجد «بازدهی اقتصادی» اما به علت عدم امکان بهره برداری عمومی، خصوصی تلقی شده و نمی­توانند واجد «بازدهی اجتماعی» باشند.

در این بحث، منظور از «بازدهی اکولوژِیکی» عبارت است از: زیباسازی بخش­های شهری، دمای محیط، تولید اکسیژن، افزایش نفوذپذیری خاک در مقابل انواع بارش و مانند اینها و از دیدگاه حفاظت محیط زیست، فضای سبز شهری، بخش جاندار ساخت شهر را تشکیل می­دهد. فضای سبز شهری از دیدگاه شهرسازی در برگیرنده بخشی از سیمای شهر است که ازانواع پوشش­های گیاهی تشکیل شده است و به عنوان یک عامل زنده و حیاتی در کالبد بی­جان شهر، تعیین کننده ساخت مرفولوژیک شهر است.

فضاهای باز شهری از یک سو، در برگیرنده فضاهای سبز موجود و از سوی دیگر، به صورت فضاهایی بالقوه جهت توسعه فضاهای سبز شهری مطرح می­شوند.

بنابراین، باید بر این موضوع تأکید کرد که: دارایی سبز یک شهر، صرف نظراز فضاهای سبزی که توسط شهرداری اداره می­شوند، از مجموعه فضاهای سبز خصوصی، فضاهای کوچک دارای گیاهان خودرو و زمین­های متعلق به دولت تشکیل می­شوند. فضاهای سبز عمومی تنها قسمت کوچکی از تمام پوشش گیاهی شهری را تشکیل می­دهد. اما با همه تعاریفی که تاکنون از مشخصات فضاهای سبز ارایه شده است، برای دست یافتن به تعریفی دقیق­تر باید در مقوله فضای سبز شهری بیشتر تأمل کنیم.

زمین­هایی که به پوشش­های گیاهی کوتاه (نازک و کم حجم) اختصاص دارد، مثل چمن و مراتع به عنوان "سطوح سبز" و زمین هایی که به پوشش­های گیاهی بلند یا نسبتاً بلند اختصاص دارند، نظیر جنگل، باغ و... با عنوان "فضای سبز" دسته بندی می­شوند. در واقع سطوحی را "فضای سبز" تعبیر می­کنیم، که توسط درختان دارای بعد و حجم شده و تبدیل به "فضای مثبت" گردیده اند. در مقابل فضای سبز سطوحی که عاری از درخت بوده و گیاهان آن منحصر به سطوح چمن و انواع گیاهان پوششی باشند، یک "فضای منفی" یا به عبارت بهتر"سطح سبز" تعریف می­شوند.

براساس تعاریف مذکور، دو بخش مشترک و مهم را در تعریف فضای سبز میتوان استنباط کرد:

اول: مجموعهای از پوشش سبزینهای شامل درختان، درختچهها، گلها، بوته ها و چمن که مفهوم فضای سبز را از نظر شکل ظاهری القاء میکند.

دوم: برآوردن انتظارات و وظایفی شامل بهبود کیفیت زیست محیطی انسان، تأمین زیبایی و سایر نیازهای اکولوژیک که به عنوان هدف و وظیفه در احداث فضاهای سبز مستتر میباشد.

با توجه به اهمیت روزافزون فضاهای سبز شهری و گسترش نقش کلیدی آن در عرصههای مختلف زندگی شهری، نیاز به تعریف جامع تر که دربرگیرنده مفاهیم مورد نیاز در شرایط کنونی باشد وجود دارد، این مفاهیم شامل موارد و مسایل زیر است:

* نقش انسان در سازماندهی و مدیریت فضاهای سبز.

* اِعمال خلاقیتهای مهندسی معماری در طراحی فضاهای سبز.

*در نظر گرفتن مبانی مهندسی محیط زیست.

* لزوم ارایه ضوابط و مقررات و تعیین محاسبات دقیق کارشناسی جهت مشخص کردن سرانه فضای سبز، تفکیک اراضی و رعایت مبانی علمی- تخصصی در زمینههای مختلف شامل مکان یابی، منابع طبیعی (آب و خاک و گیاه) تأسیسات زیست محیطی، بهداشت، اقتصاد و جامعه شناسی.

برای دستیابی به تعریفی که حتی المقدور دربرگیرنده کلیه مفاهیم بالا باشد، تعریف پیشنهادی زیر را میتوان ارایه داد: « فضای سبز شهری بخشی از فضاهای باز شهری است که عرصههای طبیعی یا مصنوعی آن تحت استقرار درختان، درختچهها، گلها، چمن ها و سایر گیاهانی است که براساس نظارت و مدیریت انسان با درنظر گرفتن ضوابط، قوانین و تخصصهای مرتبط به آن برای بهبود شرایط زیستی، زیستگاهی و رفاهی شهروندان و مراکز جمعیتی غیر روستایی، حفظ، نگهداری و یا بنا میشوند. »

نقش و اهمیت فضای سبز در زندگی شهری

رشد صنعت و افزایش جمعیت در شهرها، به ساخت و سازهای سودگرایانه منجر شده است. این ساخت و سازها به مسائل بهداشتی و تأمین حداقل نور و هوا در مناطق متراکم شهری توجهی نداشته است. از سوی دیگر، ضرورت ایجاد کاربری­های جدید شهری، برای پاسخگویی به نیازهای روز افزون و اسکان جمعیت به تدریج باعث کاهش سهم فضاهای سبز و باغهای شهری گردیده و در نتیجه موجب آلودگی محیط زیست شده است. شایان ذکر است که با افزایش روند انهدام طبیعت، توجه انسان به منابع طبیعی نیز فزونی یافته و بهره­وری از آن جایگزین احترام به طبیعت گردیده است. تشویق مردم به درخت کاری در محوطههای کوچک فضای خانه ها، کاشتن نهال در کناره خیابانها، استفاده از فضاهای آزاد برای توسعه پارکهای کوچک از جمله اقدامات مؤثر در توسعه فضای سبز است.

در اهمیت فضای سبز شهری میتوان گفت که امروزه اقلیم شهری تحت تأثیر فرایندهای تراکم و تمرکز فعالیت ها در شهرها، آن چنان دگرگون شده است که مطالعات ناحیه ای شهرها، به صورت مشخص و جدای از اقلیم ناحیهای بررسی میشود. آثاری که از طریق کاهش فضای سبز شهری بر اکولوژی شهری به ویژه در زمینههای اقلیم، هوا، خاک، آبهای زیرزمینی و جامعه حیوانی گذاشته میشود، چنان شدید است که عناصر سازنده آن را در محیط شهری به کلی دگرگون میکند. نقش و اهمیت فضای سبز در زندگی شهری، موضوعی است که بیش از هر چیز دیگر در شهرها و شهرسازی معاصر مورد توجه قرار گرفته است.

 

ضرورت فضای سبز

مهم ترین اثر فضای سبز در شهرها، کارکردهای زیست محیطی آن هاست که شهرها را به عنوان محیط زیست جامعه انسانی معنی دار کرده است و با آثار سوء گسترش صنعت و کاربرد نادرست تکنولوژی مقابله نموده و سبب افزایش کیفیت زیستی شهرها میشوند.

مؤلفههای آثار توسعه شهری میتوانند نظام زیستی شهرها را به شیوههای گوناگون مختل کنند. فضای سبز مناسب در شهرها یکی از عوامل مؤثر در کاهش این اثرها هستند و به ویژه در ارتباط با گرد وغبار و آلودگیهای هوا، فضای سبز شبه جنگلی، ریههای تنفس شهرها به شمار میروند. مهم ترین تاثیر فضای سبز در شهرها تعدیل دما، افزایش رطوبت نسبی، لطافت هوا و جذب گرد و غبار است. به طورکلی وجود فضاهای سبز و تأثیر آن ها در شهرها اجتناب ناپذیر است؛ به طوری که بدون آن ممکن نیست شهرها پایدار باقی بمانند.

بنابراین، اگر فضای سبز به عنوان جزیی از بافت شهرها و نیز بخشی از خدمات شهری ضرورت یافته باشد، نمی تواند جدا از نیازهای جامعه شهری باشد ؛ از این رو، فضای سبز باید از نظر کمی و کیفی متناسب با حجم فیزیکی شهر (ساختمانها، خیابان ها و جاده ها) و نیازهای جامعه (از لحاظ روانی، گذران اوقات فراغت و نیازهای بهداشتی) با توجه به شرایط اکولوژیکی شهر و روند گسترش آتی آن ساخته شود، تا بتواند به عنوان فضای سبزی فعال، بازدهی زیست محیطی مستمری داشته باشد.

آثار فضای سبز بر بیوکلیمای شهری

این آثار را به دو گروه کلی میتوان تقسیم کرد:

الف- اثراتی که صرفاً ناشی از وجود گیاه است؛ مانند غبارگیری و پالایش هوا.

ب- اثراتی که ناشی از فعالیت حیاتی گیاه است و محیط از حاصل این فعالیت منتفع میشود . گیاهان- در این مورد خاص درختان و درختچه ها- از دو طرف یکی کاهش آلودگی هوا و دیگری لطافت هوای شهر موجبات بهبود بیوکلیمای شهر را فراهم می آورند.

اهمیت و نقش فضای سبز از بعد شهرسازی و تکنیکی

کیفیت محیط زیست شهری با امکانات و تأسیسات فضای سبز ارتباط مستقیم دارد. امروزه فضای سبز و اصولاً معماری و طراحی فضای سبز، به عنوان بخشی از رشته شهرسازی مطرح است. از همین دیدگاه، این گونه فضاها جای خود را در طراحی بزرگراه ها و تفکیک کاربری ها و سایر موارد طراحی شهری باز کرده است.

شهر، سیستم زنده پویایی است که پارک ها جزیی از آن هستند و به جهت نقش مؤثر آن ها در کاهش تراکم شهری، ایجاد مسیرهای هدایتی، تکمیل و بهبود کارکرد تأسیسات آموزشی، فرهنگی، مسکونی و ذخیره زمین برای گسترش آینده شهر با ارزش هستند.

عملکردهای فضای سبز

فضاهای سبز شهری، افزون برعملکردهای زیبایی شناختی و اجتماعی، دارای عملکردهای اساسی تری به شرح زیر هستند:

عملکردهای فضای سبز در ساخت کالبدی شهر

از این دیدگاه، فضای سبز شهری به عنوان بخش جاندار ساخت کالبدی شهر تلقی میشود و در هماهنگی با بخش بی جان کالبد شهر، ساختار یا بافت و سیمای شهر را تشکیل میدهد. در این حالت فضای سبز میتواند نقش لبه شهر، تفکیک فضاهای شهری و آرایش شبکه راه ها را به عهده گیرد.

 

 

عملکردهای زیست محیطی

این نوع عملکردها عمدتاً به بهبود شرایط اکولوژیکی و کاهش میزان بار آلودگی کمک میکنند. به طوری که میتوان گفت ایجاد فضای سبز یکی از راه هایی است که به شکل مؤثر آلودگیهای محیط زیست، اعم از آلودگیهای گازی، ذره ای، صوتی، تشعشعی، بوهای نامطبوع و دیگر آلایندههای موجود در هوا و آب و خاک را کنترل کرده، محیط سالمتری برای انسان فراهم میکند. از این روست که پوششهای گیاهی انبوه، از مناسب ترین و مؤثرترین شیوههای مقابله با آلودگیهای زیست محیطی محسوب میشوند. افزون بر این عملکردهای زیست محیطی فضای سبز، دامنه کاربرد متنوع تری دارد و محدود به مقابله با آلودگیهای زیست محیطی نمی گردد که برخی ازآنها عبارتند از:

 

افزایش رطوبت نسبی

فضای سبز در شکل درختی به علت گسترش سطح برگی خود نسبت به سایر اشکال گیاهی، میتواند از طریق تعریق، سبب افزایش رطوبت نسبی و لطافت هوا شود. عمل تعریق درختان با جذب کالری همراه است. بدین سان نواری از گیاهان به پهنای 50 تا 100 متر، گرما را 3 تا 4 درجه نسبت به مرکز شهر کاهش میدهد. در عین حال50 درصد بر رطوبت هوا میافزاید. تفاوت دمایی که از این راه حاصل میشود، موجب کاهش اندکی در فشار هوا میشود. کاهش در فشار هوا، بادهایی به سرعت 12 کیلومتر در ساعت را پدید میآورد و همین بادها کافی است تا هوای یک شهر بزرگ را در یک ساعت به طور کامل عوض و پاکیزه سازند.

مقابله با جزایر گرما

هم­اکنون پژوهشگران، نواحی شهری را جزایر گرما به شمار می­آورند؛ سطوح تیرة زمین در شهرها 3 تا 5 درجة سانتی­گراد بیش از زمین­های مجاور، گرمای خورشید را روزانه جذب می­کنند و از این راه در 30 درصد از آلودگی­های هوا سهیم می­باشند.

در بخش­های فاقد درخت ـ شهر که ساختمان­ها و سیستم­های لوله­کشی بیشتری زمین را پوشانده­اند ـ چرخه­های طبیعی کوتاه هستند و اختلال در جابه­جایی انرژی، آن­ها را به جزایر گرما تبدیل کرده است که به نوبة خود باعث افزایش آلودگی شهر می­شود.

کاهش میزان سرب

درختان در کاهش میزان سرب ـ به ویژه در حاشیة جاده­ها و شاهراه­ها ـ نقش مؤثری دارند. مقایسه تطبیقی درختان با سایر اشکال گیاهی، نظیر گیاهان علفی و گیاهان زراعی، نشان می­دهد که درختان 10 تا 20 برابر گیاهان علفی و 2 برابر گیاهان زراعی توان سرب­گیری دارند. نقش برگ، شاخه و حتی تنة درختان در مناطق پر ترافیک شهرهای انبوه و شاهراه­ها، در جذب میزان سرب هوای ناشی از اگزوز ماشین­ها اهمیت بسیار دارد.